موضع اول ، بیانگر استراتژی گراندد تئوری در مفهوم رایج و غالب آن است اما موضع دوم به معرفی نوعی خاص از گراندد تئوری تحت عنوان « نظریه مفهوم سازی بنیادی چندگانه» (Multi Grounded Theory) پرداخته  است (رک: پویا و طباطبایی،1390).
بررسی‌ها نشان می‌دهند که ظهور این دو موضع،  باز هم به دلیل اختلاف نظر در نقطه‌ی عزیمت است. به عبارتی دیگر، جایگاه ادبیات  و پیشینه ی تحقیق در این دو استراتژی متفاوت است.  نیک می دانیم که گراندد تئوری به جای تکیه بر فرضیات ، به سئوال یا سئوالات تحقیق استناد می کند:
در این راهبرد ابتدا سئوال پژوهش مطرح می شود و سپس برای پاسخ دادن به این سئوال، داده های اطلاعاتی گردآوری و تحلیل می شوند (پویا و طباطبایی،1390)
در نظريه‌پردازي داده بنياد، پژوهشگر وانمود نمي‌كند كه فرضيه‌ها را پيشاپيش تدوين كرده است؛ زيرا پژوهشگران از فرضيه‌هاي ازپي شكل گرفته، منع مي‌شوند (دانایی فرد و امامی: 1386).
در این روش، بر خلاف سایر روش‌ها – که در آن ها محقق فرضیه‌ای را مطرح می‌کند و بعد از مراجعه به واقعیت آن را آزمون می‌نماید – فرضیه‌ای وجود ندارد. (صدرنبوی و همکاران،1389).
خاستگاه این سئوالات، چارچوب نظری، ادبیات تحقیق و پیشینه‌ی پژوهش نیست. زیرا به زعم صاحب‌نظران این حوزه، گراندد تئوری نوعی استراتژی مکاشفه‌ای است لذا محقق باید بدون فرضیات پیشینی وارد میدان تحقیق گردد . به عبارتی دیگر، گراندد تئوری نوعی مطالعه ی پدیدارشناختی است لذا محقق در بررسی پدیده‌ها به «تعلیق» یا «اپوخه» می‌پردازد:
رابطه نظریه و کار تجربی در این نوع از تحقیق به این ترتیب شرح داده شده است: بر اساس اصل گشودگی یا باز بودن، ساختاربندی موضوع مورد مطالعه تا زمان «آشکار شدن» ساختار‌بندی موضوع مورد مطالعه، توسط افراد تحت بررسی به تأخیر می‌افتد.
در این‌جا، فرض بر این است که محقق باید دانش نظری پیشینی را که با خود به میدان می‌آورد، دست‌کم موقتاً کنار بگذارد. با وجود این، بر خلاف سوءتفاهم‌های گسترده در این باره، این پیش‌فرض پیش از هر چیز مربوط به نحوه‌ی برخورد با فرضیات است و کم‌تر به تصمیم‌گیری در باره‌ی دست برداشتن از صورت‌بندی پیشینی[1] فرضیه‌هاست. در حقیقت، طراحی سئوال تحقیق تابع جنبه‌های نظری است...اما این امر به تولید فرضیه منجر نمی‌شود.
این برداشت از  تحقیق کیفی مدعی است که محقق باید نگرشی را بپذیرد که در بستری دیگر، «تعلیق علی السویه توجه»[2] خوانده شده است. به عقیده‌ی فروید، این عمل به فرد امکان می‌دهد تا از معضلات بعدی اجتناب کند:
چون به مجرد این‌که کسی عمداً توجهش را به میزان خاصی متمرکزکند شروع به انتخاب از میان مواد پیش‌رو خواهد کرد؛ یک نکته در ذهن او با وضوح مشخصی تثبیت و نکات دیگر به همان نسبت نادیده گرفته خواهند شد، او در حین این انتخاب از انتظارات و تمایلات خود تبعیت خواهد کرد. اما این دقیقاً همان کاری است که نباید انجام داد. اگر فرد در حین انتخاب از انتظارات‌اش پیروی کند، این خطر وجود دارد که دیگر چیزی نباید به جز آن چه قبلاً می‌دانسته؛ و اگر از تمایلات‌اش تبعیت کند، بدون تردید مدرکاتش را تحریف خواهد کرد.
اگر این سخن را در تحقیق کیفی به کار گیریم به معنای آن خواهد بود که ممکن است چشمان محققان تا حدی به علت ساختارها و پیش‌فرض های نظری خودشان که توجه‌شان را به سمت وجوه عینی جلب می‌کند، و نیز به علت ترس‌های خودشان به روی ساختارهای میدان یا فرد مورد بررسی بسته بماند. این امر موجب ناکامی در کشف نکات «جدید» خواهد شد (فلیک، 109:1388).
لازمه‌ی چنین تعلیقی، در پرانتز گذاشتن  متونی است که به قضاوت پیشینی محقق در خصوص پدیده‌ی مورد بررسی منجر می‌شود. بر این اساس ، تدوین ادبیات و پیشینه ی تحقیق (پیشینه تجربی و نظری) در آغاز استراتژی گراندد تئوری ضرورت چندانی ندارد. و محقق تنها به تعیین حوزه‌ی مطالعاتی خود و تدوین چارچوب مفهومی می‌پردازد :
شروع تحقیق با نظریه‌پردازی و سپس اثبات آن نیست، بلکه تحقیق با انتخاب حوزه ای برای مطالعه شروع می‌شود و سپس آن چه به آن حوزه مربوط است در جریان تحقیق امکان ظاهر شدن پیدا می‌کند (ذکایی،1381).
در GT به جای اثبات یا آزمون نظریه های موجود، تلاش محقق به ساختن و پرداختن و تولید نظریه معطوف می شود. به علاوه هدف این است که در باره اموری که مقداری آگاهی در باره آن‌ها وجود دارد، تجدید نگاهی نظریه‌پردازانه‌تر به عمل آید. سر و کار محقق در GT نه با آزمون روابط میان متغیرها بر اساس نظریه‌ای از پیش مفروض، که کشف مقولات و فهم روابط بین آن هاست. وی از مفهوم و سازه وسازنده (مولفه‌ها) و متغیرهای پیشین آغاز نمی‌کند، بلکه در ضمن گردآوری داده ها [و با پشتوانه ای از حساسیت نظری که] مقوله ی اصلی و پدیده ی مربوط به موضوع تحقیق خود را اکتشاف می کند، به مفاهیم و مقولات حول و حوش آن دست می یابد و به فهم روابط آن و تنظیم صورت بندی نظری آنها می‌کوشد (Bell et al., 2004 به نقل از فراستخواه،1387)
هدف این استراتژی پر رنگ کردن رویکرد استقرایی  در پژوهش بود، نه از طریق بررسی ادبیات پژوهش و سپس آزمون تئوری تدوین شده که اکنون در مجامع دانشگاهی و نیز سازمان‌ها و شرکت‌ها رویکرد غالب است. به عبارتی دیگر در حال حاضر در رویکرد قیاسی  چهارچوب مفهومی را تدوین کرده با استفاده از ابزارهایی (پرسشنامه، مصاحبه، مشاهده و ...) آن مدل یا تئوری را مورد آزمون قرار می‌دهند اما در استراتژی تئوری مفهوم سازی بنیادی، مدل به طور مستقیم از بطن داده ها استخراج می شود و از بررسی ادبیات ظهور نمی‌کند. این بدان معناست که برای گردآوری داده های اطلاعاتی در مورد یک پدیده از شیوه های کیفی استفاده می شود و تئوری از درون داده ها کرد [؟]پیدا می‌کند (دانایی فرد، 1384)
نظریه‌پردازی داده‌محور بر خلاف فرایند تحقیق خطی و نشئت‌گرفته از نظریه، به جای پیش‌فرض‌های نظری، به داده‌ها و میدان مورد مطالعه اهمیت می‌دهد. نظریه را نباید بر افراد مورد مطالعه (سوژه‌ها) اعمال کرد، بلکه از طریق کار روی داده‌ها و در میدان «کشف» و صورت‌بندی می‌شوند. افراد مورد مطالعه بر اساس ارتباط‌شان با موضوع تحقیق انتخاب می‌شوند. انتخاب آن‌ها به منظور تشکیل یک نمونه‌ی نمایای (آماری) از کل جمعیت نیست (فلیک، 108:1388).

در نظریه زمینه محور تحقیق هرگز از یک نظریه مشخص شروع نمی‌شود که بعد به اثبات برسد، بلکه پژوهش از یک حوزه مطالعاتی آغاز می‌شود و نظریه از دل آن مطالعه بیرون می‌آید (کوثری و مولایی،1391).
نظریه‌ی مفهوم سازی بنیادی از نوعی رویکرد استقرایی برخوردار است، تحلیلگر از بررسی پیشینه ی تحقیق پرهیز و نخست اجزای نظریه را شناسایی می کند. به عبارت دیگر ابتدا مفاهیم، مقوله ها و قضیه ها را باید شناسایی کند (دانایی فرد و دیگران، 1383 به نقل از پویا،1390).

 

 

   
موضع دوم : نظریه‌ی مفهوم‌سازی بنیادی چندگانه (MGT)
در نظریه‌ی مفهوم سازی بنیادی چندگانه، ضمن تاکید بر روش تجربی بر استفاده ی نظام‌مند از نظریه‌های پیشین نیز تاکید می‌شود (رک: پویا و طباطبایی، 1390). در این روش داده های تجربی (اغلب از طریق روش استقرایی ) زمینه سازی تجربی تحقیق‌ را به عهده دارند. نظریه‌های موجود از قبل (که از پدیده‌های استدلالی و نظری به دست آمده‌اند) زمینه سازی نظری و تناسب صریح خود نظریه (بین اجزای خود نظریه) زمینه سازی درونی را موجب می‌شوند (رک: همان).
از آن جا که نظریه‌ی مفهوم سازی بنیادی از نوعی رویکرد استقرایی برخوردار است، تحلیل‌گر از بررسی پیشینه ی تحقیق پرهیز و نخست اجزای نظریه را شناسایی می کند. به عبارت دیگر ابتدا مفاهیم، مقوله ها و قضیه ها را باید شناسایی کند (دانایی فرد و دیگران، 1383 به نقل از پویا،1390).
هر چند مطالعه نکردن پیشینه ی تحقیق و خالی بودن ذهن تحلیل گر این رویکرد را دچار نقاط ضعفی می کند. مثل این که جمع آوری داده ها بسیار نامتمرکز است؛ چرا که تحلیل‌گر هیچ نوع جهت‌گیری خاصی در این باره ندارد، بنابراین، با داده‌هایی بسیار پراکنده و وسیع رو‌به‌رو می شود. وجود چنین نقاط ضعفی در این رویکرد سبب شده است تا محققان در باره ی برخی از اصول اولیه ی این رویکرد تردید کنند و سعی در برطرف کردن این نقاط ضعف، از طریق معرفی نوعی رویکرد به نام نظریه‌ی مفهوم سازی بنیادی چندگانه داشته باشند (پویا، 1390)
به نظریه ی مفهوم سازی بنیادی محض به دلایلی از جمله پرهیز از بررسی ادبیات موضوع تا پایان پژوهش انتقاد شده است و این مساله را نوعی ضعف برای آن شمرده اند(همان)
نظریه مفهوم سازی بنیادی چندگانه (Multi Grounded Theory) سعی می کند با جنبه های مشخصی از روش استقرایی و قیاسی ترکیب شود .
در این روش فقط بر داده های زمینه دار شده ی تجربی (مانند روش نظریه مفهوم سازی بنیادی) تکیه نمی شود بلکه در کنار آن به دیگر منابع اطلاعاتی نیاز است. انتقادی که قبلاً بر نظریه ی مفهوم سازی بنیادی وارد شد این بود که این روش از نظر تجربی و هم از نظر نظری بسیار نامتمرکز است و ممکن است سئوالات تحقیق بسیار مبهم باشد. در نظریه مفهوم سازی بنیادی چندگانه بسیار مهم است که به طور مداوم انگیزه و منفعت بررسی را در تحقیق منعکس کنیم. ممکن است در این روش سئوال تحقیق باز باشد اما هدف تحقیق نسبتا دقیق تعریف می شود. اگر مهم است که طی فرایند پژوهش ذهنی باز داشته باشیم و به مشاهدات تجربی اجازه دهیم خود مسیر پژوهش ما را تحت تأثیر قرار دهند، باید به سئوالات تحقیق اجازه دهیم از طریق کار تجربی و نظری رشد کنند. بنابراین در این روش بر نقش نظریه ها و انگیزه های پژوهش بیشتر از نظریه مفهوم سازی بنیادی سنتی تاکید می شود (همان). 
  
  
  
    منابع:
- پاپ زن ، عبدالحمید؛ قبادی، پرستو؛ زرافشانی، کیومرث، گراوندی، شهپر،(1389)، مشكلات و محدوديت هاي گردشگري روستايي با استفاده از نظريه بنياني(مورد: روستاي حرير، استان كرمانشاه) فصلنامه پژوهش هاي روستايی، دوره 1، شماره 3، پاييز ،صص 25-52
- پویا، علیرضا؛ طباطبایی، حسنیه، (1390)، راهبرد کیفی پژوهش نظریه‌ی مفهوم سازی بنیادی: مفهوم پارادایم، ویژگی‌ها و مباحث تکمیلی، دو ماهنامه ی توسعه ی انسانی پلیس، سال هشتم، شماره 37، مهر و آبان، صص 11- 38
- توسلی، غلامعباس؛ ریاضی، نهال، (1388)، جامعه پذیری علمی در ایران ارائه مدل پارادایمی بر اساس روش نظریه زمینه‌ای (Grounded Theory)، مجله جامعه شناسی معاصر، سال اول، شماره چهارم، پاییز ، صص 5-30
- چالمرز، آلن اف،(1392)، چیستی علم؛ درآمدی بر مکاتب علم شناسی فلسفی، ترجمه: سعید زیبا کلام، تهران: سمت.
- دانایی فرد، حسن، (1384)، تئوری پردازی با استفاده از رویکرد استقرایی : استراتژی مفهوم سازی تئوری بنیادی، دانشور رفتار ، تیر ، - شماره 11، (علمی-پژوهشی)، از 57 تا 70
- دانایی فرد، حسن؛ امامی، سید مجتبی، (1386)، استراتژ يهاي پژوهش كيفي: تأملي بر نظريه پردازي داده بنياد،97 - انديشه مديريت، سال اول، شمارة دوم _ پاييز و زمستان  ، صص 69 – 97
- ذکایی، محمد سعید،(1381)، نظریه و روش در تحقیقات کیفی، فصلنامه علوم اجتماعی،شماره 17، صص 41-69
- صدر نبوی، رامپور؛ حیدری بیگوند، داریوش؛ لطفعلی پور، محمدرضا؛ صدیق اورعی، غلامرضا، (1389)، بررسی جامعه شناختی دلایل پس انداز کردن و شیوه های آن نزد مردم  مشهد به روش« رویش نظریه»، مجله مطالعات اجتماعی ایران : زمستان ،شماره 12 (علمی- پژوهشی)، از 96 تا 131
-   فراستخواه، مقصود، (1387)، آینده اندیشی در باره ی کیفیت آموزش عالی در ایران؛ مدلی بر آمده از نظریه مبنایی (GT)، فصلنامه پژوهش و برنامه ریزی در آموزش عالی، شماره 50،صص 67-95
-   فلیک، اووه،(1388)، درآمدی بر تحقیق کیفی، ترجمه: هادی جلیلی، تهران:نی
-  کوثری، مسعود؛ مولایی، محمد مهدی، (1391)، نظریه سازی برای موسیقی زیز زمینی ایران،  فصلنامه تحقیقات فرهنگي، دوره پنجم، شماره4، زمستان 1391 ، صص 41-73
 
 

منابع انگلیسی:


-   Marshal, G (1998),  Oxford  Dictionary of Sociology,  Oxford University Press
  
- Cronholm.S (2005) Multi-Grounded Theory in Practice – a Review of Experiences from Use, Presented at QUALIT, 23-25 Nov, Brisbane, Australia
 
- Cronholm.S (2004) Illustrating Multi – Grounded Theory – Experiences from Grounding Processes, in proceeding of the 3rd European Conference on Research Methodology for Business and Management studied. 29-30 april. Reading University, Reading, UK


 
پی نوشت


[1] . ex ante attention
[2] . evenly suspended